تبليغاتX
اين وبلاگ هر روز آپديت مي شود سرگرمي

سرگرمي

قالب های رایگان
آموزش طراحی قالب

منوی کاربردی

پيغام مدير :
با عرض سلام خدمت شما کاربر گرامی ! ورود شما را به این وبلاگ خیر مقدم عرض می کنم .



وبلاگ ما را صفحه خانگی خود کنید اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها

نظر سنجی

كد مورد نظر را جايگزين كنيد !!!


جستجوگرGoogle

لوگو سایت

محل قرار گرفتن لوگو شما

پيوندهاي روزانه

آمار سایت

کل بازدید ها :

.: جوک هاي جديد و داغ :.

يكي رفته بود زيارت امام رضا . بعد از زيارت دستش را براي احترام روي سينه اش گذاشت و عقب عقب آمد بيرون. يه دفعه ديد كه خورده به يه چيزي . نيگاه كرد ، ديد كه يه تابلو است و روش نوشته: تبريز 5 كيلومتر!


---------------------------
---------------------------------
به يكي ميگن: سفر حج چطور بود ميگه عالي، خيابوناش تميز، برجاش بلند، ماشينا همه آخرين مدل، يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم.

--------------------------------------------------------------------------------



يه روز به يه معتاد ميگن با 45 , 46 , 47 ,48 جمله بساز.ميگه:چلا پنجه ميكشي, چلا شيشه ميشكني,چلاهف نمي زني , چلا هشتي ناراحت!
--------------------------------------------------------------------------------


يه روز دو تا دختراز اين لوس مامانم اينايي داشتن تو خيابون راه مي رفتن يه پسره بهشون متلك مي ندازه يكيشون عصبا ني ميشه بر مي گرده به پسره مي گه : بد...بد........بد دوستش به دختره مي گه :بابا ولش كن تو كه كشتيش!
--------------------------------------------------------------------------------


يه مرده دستشويي بوده پسرش زنگ ميزنه به گوشيش ميگه بابا كجايي؟ميگه يه جاييمم پسره ميگه مامان گفت ناهار نداريم هر جا هستي همونجا يه چيزي بخور.
--------------------------------------------------------------------------------


يكي مسافر كشي ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد . يكي گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!



.
--------------------------------------------------------------------------------


يه روز يه يكي ميره خونه رفيقش. وقتي ميخواد بلند بشه بره رفيقش ميگه حالا كه ظهره نهار رو بخور بعد برو. يكي ميگه: باشه . نهار رو ميخوره بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه آخه با معده پر كجا ميري ؟ يه چرت بزن بعد برو. يكي ميگه باشه .يه چرت ميزنه بعد بلند ميشه كه بره رفيقش ميگه بشين يه دست تخته بزنيم بعد برو. ميگه باشه. يه دست تخته ميزنه بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه الان كه شب شده شام رو بخور بعد برو. يكي ميگه باشه. شام رو ميخوره بعد بلند ميشه بره رفيقش ميگه اين موقع شب كجا ميخواي بري ؟ بخواب صبح برو. يكي ميگه باشه. ميخوابه صبح بلند ميشه بره رفيقش ميگه صبحانه چي؟ يكي ميگه نه ديگه مرسي زن و بچه تو ماشين منتظرن!!!!
--------------------------------------------------------------------------------


يك دختره تو خيابون ميرفته. يه هو يه پسره محكم بغلش ميكنه دختره ميگه ببين تا ده هزار ميشمارم اگه ولم نكني جيغ ميزنما!
--------------------------------------------------------------------------------


اطلاعيه وزارت سلامتي: از اين پس براي گرفتن بليت هواپيما علاوه بر ارائه شناسنامه به ارائه وصيت‌نامه هم احتياج است.
--------------------------------------------------------------------------------


گربه دستش به گوشت نميرسيد ميگفت عيبي نداره بجاش سويا ميخورم!

--------------------------------------------------------------------------------


يكي:آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ يكي:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم.
- به غضنفر گفتن: لطفا اين اتوبوس دوطبقه را پارك كن. گفت: آي به چشم. حسابي پاركش مي‌كنم. فردا كه آمدند ديدند طبقه اول را مفصل چمن كاشته و طبقه دوم را سرتاسر گلكاري كرده!

 

2- ماشين  غضنفر  رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو غضنفر  داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟  ميگه: من شمارشو برداشتم!!!

 

3- تو خيابون تصادف ميشه، يك وانت نيسان گردن كلفت ميزنه به يك موتور، دو نفر ترك موتور بودن يكيشون سرش ميخوره به جدول و جابه‌جا تموم ميكنه، دومي فقط پاش ميشكنه. خلاصه ملت جمع ميشن دورشون، اون بدبختي كه پاش شكسته بوده هي داد و هوار ميكرده، غضنفر ميره جلو بهش ميگه: خجالت بكش خيابون رو گذاشتي رو سرت! تو كه الحمدالله چيزيت نشده، ببين اون رفيقت بنده خدا تموم كرده اما اينقدر سر و صدا نميكنه!

 

4- به يكي گفتند وجه تشابه ژيان با پيژامه چيه؟ گفت با هيچكدام تا سر كوچه نميتوان رفت.

 

5- غضنفر با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!

 

6- يارو   سوار اتوبوس  ميشه   از يه دختره  خوشش  مياد   پياده ميشه   شماره  اتوبوس   رو  ور ميداره

 

7- يه روز يه مرده پشت موتور گازي نشسته بوده و هي از يه بنز جلو مي‌زده... راننده بنز عصباني مي‌شه و ميزنه كنار و به موتوري مي‌گه: آقا تو چطور از من جلو ميزدي؟ مرده ميگه: ببخشيد... كش شلوارم به آينه بغل شما گير كرده بود!

 

8- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحيائيه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسي ازش سوء‌استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

بهار آمد، زمستان رفت، روسياهى به زغال ماند.

 سپيدى فداى وطن، سرخى نثار تو، سبزى شعارما! بهاران خجسته باد. تو را به بهار تبريك مى گويم

 

* غضنفر زن سبزه میگیره، گره اش میزنه.

 

* به غضنفر ميگن :ميدوني به نفت ميگن طلاي سياه؟ تركه فرداش يه 20 ليتري ميندازه گردنش!

 

* غضنفر مي ره بانك وام بگيره، ضامن نداشت، منفجر مي شه!

 

* از غضنفر مي پرسن؟ بلندترين برج تهرون کدومه؟ مي گه: آزادي يه ديگه، معلومه که !!! دو باره مي پرسن؟ پس برج ميلاد چي؟ جواب مي ده: بابا شما خبر ندارين، اگه برج آزادي لنگ هاشو ببنده، از ميلاد هم بلندتره !

 

* يه جايي جشن بوده، غضنفر همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ غضنفر ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!

 

* يه روز غضنفر ميره قهوه خونه ۲ تا چايی ميخوره ۵ تا ۱۰ تا ۱۵ تا. قهوه خونه چيه شاکی ميشه ميگه : بابا خسته نشدی اين همه چايی خوردی؟ غضنفر ميگه : راست میگی واللا قربونت يه چايی بيار بخوريم خستگيمون در بره!

 

*خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست
مرد را آفريد گفت: چه زيباست
زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه 

 

*از غضنفر می پرسن آیا ماه مسکونیه میگه : آره مگه نمی بینی که شب ها چراغ هاش روشنه

*غضنفر و دوستش با لگد مي‌زدند توي صورت همديگه. يكي مياد بهشون ميگه: شماها دردتون نمياد؟ غضنفر ميگه: نه... پوتين پامونه!؟

 

* روز قيامت خبر میدن همه حیونا برن بهشت . غضنفر هم سرشو میندازه پاین میره. میگن هی! تو کجا؟ تو انسانی؟ میگه:اول که همه بهم میگفتن خر، حالا که به اینجا رسید شدیم آدم

 

1- یه آدمخوار غضنفرو دنبال میکنه، غضنفر میره بالای درخت. آدمخواره  میگه: بیا پایین! غضنفر میپرسه: واسه چی بیام؟ آدمخواره جواب میده: آخه من آدمخورم. غضنفرمیگه: اِ....حالا ه موقع خوردن رسید ما آدم شدیم!!!؟

 

2-غضنفر ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. غضنفر هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!

3- غضنفر داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي به غضنفر میگه: نترس بندة من،هنوز بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. غضنفر خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كله ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف غضنفر! يهو همون صدا مياد: خوب غضنفر جان! حالا ديگه بدبخت شدي

 

4- آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلي چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نمي‌خوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟  باباهه ميگه: نه بابا اين خيلي لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتي ميرسند به يه زنه خوشگلِ باحال.  پسره ديگه داشته از گشنگي ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو مي‌بريم خونه، مامانو مي‌خوريم!

5- سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، غضنفر كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟

6- تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 100 هزار تومن! يارو ديگه شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!‌ اين چه مسخره بازيه دراوردي؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين مغز غضنفر و دوستاشه ،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!

 

 7- یه آدمخواره میره محله غضنفر اینا.... از گشنگی میمیره!




/ نوشته شده توسط در و ساعت


مطالب قبلی

اس ام اس و جوک
جک و SMS های باحال و خواندنی
مهدي سلوكي
عاشقانه
روشن کردن کامپیوتر با صفحه کلید
بیوگرافی بنیامین ۲
جدیدترین SMS
پيام كوتاه توسط تلفن ثابت، به صورت پايلوت، ارسال شد
آنجلينا جولي در فيلم بهمن قبادي
جوک و اس ام اس
بيوگرافي حميد عسگري خواننده ي پاپ
بيوگرافي از « بنيامين بهادري » پديده نوظهور موسيقي پاپ ايران
جوک هاي جديد و داغ
پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران
پيامك
اس ام اس قشنگ
جديد ترين جک ها
اس ام اس های باحال
معرفي گوشي1920000 توماني
گفتگوی جدید و خواندنی با مهناز افشار

منوی وبلاگ

لوگو دوستان

گالري قالب وبلاگ

جاي لوگو دوستان

موضوعات
آرشیو
ترجمه قالب
قالب های رایگان
آموزش طراحی قالب
Designer : GHALEBKADEH

کپي برداري از مطالب سايت فقط با ذکر منبع مجاز مي باشد
All Rights Reserved 2006 © by
http://sargarmi-toop.blogfa.com
This Template Rendition By
GHALEBKADEH

لینک باکس